مؤلفه های یک نظام جمهوری عبارتند از:۱_رضایت عمومی نسبت به حاکمیت،۲_روش دستیابی به قدرت،۳_تحدید(حدود گذاری)قدرت توسط زمامداران،۴_توزیع و تفکیک قوا.
بر اساس مؤلفه های مذکور در عصر نخست پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی ایران رضایت عمومی نسبت به حاکمیت وجود داشت که از آثار آن انقلاب جمهوری اسلامی بود که عموم مردم در حمایت از آن قیام نمودند و شهدایی در آن تقدیم نمودند و نمونه بارز دیگر آن جنگ هشت ساله ایران و عراق بود که مردم زیادی در آن شرکت نمودند و بالغ بر بیش از ۴۰۰هزار شهید دادند،پس به این نتیجه میرسیم که در دوره های نخست نسبت به زمانه کنون رضایت عمومی نسبت به حاکمیت خیلی بیشتر بوده.
مؤلفه دیگر که نوع روش دستیابی به قدرت است که بر اساس اسناد معتبر از طریق رفراندوم یا انتخابات در دوره انقلاب برگزار شد و اکثریت مردم بالغ بر ۹۸.۲ به نظام جمهوری اسلامی رأی بلی دادند و بقیه خیر،البته تعدادی هم سکوت اختیار نمودند و در انتخابات شرکت نکردند.
تحدید قدرت در این نظام هم بطور رسمی از طریق مجالس شوراهای اسلامی در شهرها و روستاها_مجلس خبرگان_مجمع تشخیص مصلحت نظام برقرار است.
توزیع قدرت و تفکیک قواهم که از مؤلفه های بسیار مهم در نظام جمهوری اسلامیست که قدرت را در بین شاخه ها و زیر مجموعه های حاکمیت بطور دقیق و منظم توزیع مینماید:برای مثال برای هرکدام از قوای مجریه_مقننه_قضاییه یک قوه مستقل با یک ریاست جداگانه وجود دارد.
بنابراین میتوان منشأ اصلی این قدرت را مردم دانست چرا که از نخست تاکنون با برگزاری انتخابات در عرصه های مختلف آن شرکت داشته اند.(بطور خلاصه در بالا ذکر شد.)
نتیجه میگیریم که ایران یک نظام جمهوری و مردمسالار همراه با دین(ولایت فقیه اسلامی)است که در نخست توسط مردم انتخاب شده.با توجه به اینکه جمهوریت ایران اسلامی نسبت به جمهوریت غربی تفاوتهایی دارد که در ادامه شرح میدهم.
از نظر بنده در بیشتر مؤلفات طرفین سازگاری دارند آنهم از دیدگاه اسلام ولی قبل از شرح جزئیات آن به تعریف جمهوریت غربی و مردمسالاری دینی ایران میپردازیم.
در مردمسالاری دینی ایران که نشأت گرفته از دین اسلام است مردم از طریق شورا پایه و اساس چنین نظامی هستند و هدف خیر عمومی جامعه است که در اعصار مختلف تاریخ شاهد چنین مطلبی هستیم بویژه در زمان پیامبر اکرم(ص)که در مدینه شورایی برای رسیدگی به ابعاد مختلف جهان اسلام ایجاد نمودند و بعدها حتی ماکیاولی فیلسوف مشهور ایتالیایی همین سخن را ذکر نموده است؛که دو راه برای آزادگی و آزاده اندیشی وجود دارد:۱_قانون خوب،۲_دین کارآمد و مفید.برای جامعه ی خدا ترس که پاداش خویش را بصورت عزت و عفت در حیات مدنی دریافت مینماید،از دین میتوان برای الهام بخشیدن به مردم عادی به نحوی استفاده نمود که خیر عمومی برتر از هرچیز دگری باشد،بنابر این عموم مردم میروند بسمتیکه رهبر دینی جامعه موضع گرفته است و خیر عمومی را بر خیر خصوصی ترجیح میدهد.در مقابل در مردمسالاری غربی که همان جمهوری از دیدگاه غرب است منشأ آن از مکتب کمونیسم که بر پایه فردگرایی است نشأت گرفته که بر این عقیده اند که همزمان مردم و خدا نمیتوانند حاکمیت داشته باشند.
اگر حاکمیت به اصل اسلام که تماما صفات نیک است توجه بیشتری نماید و بیشتر به مردم و عموم افراد توجه نمایند از نظر بنده ایران میتواند دارای نظامی جمهوری همراه با دین اسلام باشد اگر حاکمیت به کُنْه و اصل اسلام توجه نماید.(که در مطالب بعدی شرح خواهم داد.)
انواع دولتها و روابطشان با دین از نظر دکتر گرجی عبارتند از:۱_دولت دینی که در آن دین و دولت باهم یکسانند و تمایز و تفاوتی میانشان وجود ندارد که به آن الگوی ادغام هم گویند؛مثل برخی از ویژگیهای ولایت فقیه(که در این دیدگاه آقای گرجی نظام جمهوری اسلامی ایران به این مورد شبیه تر است).۲_دولتیست که روابط حقوقی خاصی بین دولت و دین وجود دارد و هرکدام شخصیت حقوقی مختص خود را دارا هستند که سازوکارهایی وجود دارد که طرفین را بهم پیوند میدهد که الگوی اتحاد نام دارد؛همچون دولت انگلستان.۳_دولتیکه نمیتوان آنرا منحصرا دینی نامید چرا که در آن دین و دولت از یکدیگر جدا هستند و در امور همدیگر دخالت نمیکنند و به آن الگوی انفکاک گویند؛همچون نظام لائیسیته که نسبت به دین بیطرفه.
۴_دولتیکه هیچیک از مظاهر دین در آن وجود ندارند بدلیل خصومتهاییکه نسبت به دین دارد؛همچون نظامهای سکولاریسم.
انواع دولت دینی از نظر دکتر واعظی:۱_دولت دینیکه تکلیف خویش را در رعایت احکام میداند و در قانونگذاری و اجرای محارم دینی خطوط قرمزی را رعایت مینماید که به آن دولت مراعی گویند.۲_دولت دینیکه در آن خویش را مسئول اجرای دستورات عمومی دینی میداند لذا در زندگی شخصی مردم دخیل نمیشود(تا حدودی نظام جمهوری اسلامی بر این اساس است ولی نه بطور دقیق و کامل).۳_دولت کاملا دینی که مدعیست که میتواند تمام منابع شرعیات حتی احکام حکومتی را از دل دین استخراج نماید و حکومت دینی را برقرار نماید.(همچون ولایت فقیه که نظام جمهوری اسلامی ایران از آن نشأت گرفته است که در آخر توضیحی مختصر درباره آن خواهیم داد.بنابر این نظام جمهوری اسلامی ایران که نظامی ولاییست به این نوع از نظام دینی نزدیکتر و مرتبطتر است.)
براساس مطالعاتیکه بنده داشته ام نظام دینیکه اکنون بر کشور ایران حاکم است نشأت گرفته از ولایت فقیه است که یکی از شاخه های فقاهت اسلامی از مذهب تشیع(شیعه جعفری_اثناعشری)است که بطور کلی به لحاظ رهبری_امامت_ولایت بر امت_جمعیت مسلمانان جهان بر این عقیده اند که؛نخستین رهبر و بالاترین مقام و درجه خداوند که همان آفریننده است و پس از آن پیامبران در طول تاریخ که وحی الهی را به بشریت میرسانده اند که خاتم آنها پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) که پس از ایشان جانشینانشان از حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) و بترتیب یازده امام بعدشان منصب امامت و رهبری جامعه مسلمانان عصر ائمه را داشته اند که در نهایت امام زمان در زمان حیات مادی کوتاهشان به اقتضای زمان که تحت تعقیب و نظر خلفای عصر بودند چهار نواب خاص که نمایندگان ایشان در همه امور دینی و اجتماعی بوده اند را برای رسیدگی به نیازها و خواسته های مردم قرار دادند که پس از وفات چهار
نواب خاص،امام زمان پانزده نماینده دگر انتخاب نمودند که بیشتر در حوزه مسایل دینی نیازهای مردم را برطرف میکرده اند،پس از وفات پانزده نفر،امام زمان در نامه ای به مردم اعلام داشتند که از این پس غیبت کبری من ادامه خواهد داشت و شما باید از علمای دینی که به تعبیر کنون ولایت فقیه هستند اطاعت نمایید و نیازهای دینیتان را رفع نمایید تا اینکه در نهایت ظهور امام زمان اتفاق افتد،بنابراین مردم که اکثرا دینگرا بودند در سال ۵۷ انقلاب کردند و به اصطلاح مدعی هستند که ادامه دهنده ی راه پیامبر و ائمه هستند و در نهایت پرچم علوی سبز رنگ را بدست امام زمان خواهند داد...(اطلاعات بیشتر)
بطور کلی از نظر بنده باید اصلاحاتی در این زمینه انجام شود و این قضیه باز تعریف شود.تلاشهاییهم انجام شده،تعارضاتیهم ارائه شده.لذا این قابل توجه است در شرایط کنونی چه باید کرد؟و چه مقدار و از چه نوعی باید هزینه پرداخت؟چراکه انقلاب کردن هزینه های فراوان جانی و مالی را در پی خواهد داشت.بنابر این اگر بتوان ساختار را اصلاح نمود نیکتر است،بصورتیکه مردم با تشکلهای مدنی و اجتماعی اعتراضات خودشان را با نهایت احترام نخست به گوش مسئولان خویش برسانند(البته در پله نخست باید چنین کرد،جالب توجه است که مسئولین هم باید گوش شنوا داشته باشند و براساس اسلام که از ارکانش؛ آزادی بیان و عدالت و فقرزدایی و برابری و برادری و عدم تبعیضات و هزاران صفات نیک دگر است باید نخست مسئولین بدور از تعصبات افراطی بار دگر و بطور دقیق به کتب دینی اعم از قرآن_نهج البلاغه که سخنان امام علی(ع) و... است که سراسر حکمت و علم و روشن کننده ی راه حق است بنگرند و مطالعه نمایند و مورد الگو قرار دهند و به مردم توجه نمایند و در رسیدگی به خواسته ها و اعتراضاتشان منصف و دلسوز باشند و فقط وعده وعید ندهند و عمل نمایند که این مردم لیاقت دارند و تلاشهای بسیاری برای این نظام کردند و حق زیادی به گردن دولت دارند که در پاراگراف اول خدمتتان عرض نمودم مردم چه در انقلاب۵۷ و چه در جنگ تحمیلی ۸ ساله و وقایع مختلف در عرصه های مختلف اجتماعی-سیاسی-فرهنگی-هنری-ادبی و...فرزندان خویش را فدای خاک پاک ایران و نظام جمهوری اسلامی کردند،پس حق است که به خواسته هایشان توجه شود جای اینکه انگ بزنند که معترضان مغتشش گر هستند و بیگانه.باید الگو قرار دهند ائمه و پیامبران و شخصیتهای ملی عدالتگرا را و تحقق نمایند خواسته های
نیک مردم وطن را.)+اعمال قانون اساسی همچون اصلاحات و بازنگری بر عهده مجلس شورای اسلامیست لذا متاسفانه مجلس ما در واقعیت امر سکوت را اختیار نموده و با وجود اینکه نمایندگان به اصطلاح دلسوز مردمی هستند هیچ نمیگویند که متأسفانه بد است و همین سکوت و عدم توجه به مطالبات عمومی قطعا اوضاع را از این هم بدتر خواهد کرد و اعتماد عموم را از بین خواهد برد پس باید اصلاحاتی انجام دهند و طرحی را بنویسند و به مردم شهیدپرور و جوانان وطن رجوع نمایند و مطالبات بر حق را رسیدگی نمایند که از طریق حکم حکومتی این قضیه خیلی ساده تر از این حرفهاست...
اوایل دوره انقلاب سخن زیبای امام خمینی(ره)که چه زیبا فرمودند:بگذارید نظام جمهوری اسلامی تجربه شود و بینیم که چطور حکومتیست!؟
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۷/۱۴ ساعت 16:41 توسط Sina shafiei
|