وقتی از نویسنده ی روسی؛ آنتون چخوف، درباره ی ماهیت جوامع شکست خورده سوال شد، او پاسخ داد:
در جوامع شکست خورده، به ازای هر فرد عاقل، هزار احمق وجود دارد و به ازای هر کلمه ی آگاهانه، هزار کلمه ی احمقانه.
اکثریت همیشه احمق باقی میمانند و دائماً خردمندان را شکست میدهند.
اگر میبینید:
موضوعات بی‌اهمیت بر بحثها غالب هستند و افراد سبکسر در مرکز صحنه قرار دارند...
پس شما درباره ی یک جامعه ی بسیار شکست خورده صحبت میکنید.
به آهنگهای بی‌معنی نگاه کنید!
میلیونها نفر آنها را میخوانند، با آنها میرقصند و خوانندگان آنها به ستاره‌های درخشانی تبدیل میشوند که نظراتشان در امور زندگی در نظر گرفته میشود!
در مورد دانشمندان، نویسندگان، متفکران؟
هیچکس آنها را نمیشناسد و هیچکس به آنها ارزش یا وزنی نمیدهد.
مردم کسانی را دوست دارند که آنها را بی‌هوش میکنند، نه کسانی را که آنها را بیدار میکنند.
آنها کسانی را دوست دارند که با چیزهای بی‌اهمیت آنها را میخندانند، بیشتر از کسانیکه با حقیقت به آنها آسیب میرسانند.
خطر جهل در اینجاست:
دموکراسی برای جوامع جاهل مناسب نیست؛ زیرا اکثریت جاهل سرنوشت شما را تعیین خواهند کرد.