یونان باستان از صدها دولت ـ شهر مستقل تشکیل میشد. از قرن هشتم قبل از میلاد، یونانیها ساخت شهرهای جدید در سراسر مدیترانه را آغاز کردند، این مستعمره های یونانی با امپراتوری قدرتمند ایران در تماس بودند. در نتیجه تشنج بین یونان و ایرانیها زیاد شده و در سال ۵۰۰ قبل از میلاد، یک جنگ بین آنها در گرفت. در سال ۴۷۹ قبل از میلاد ارتش متحد دولت ـ شهرهای یونان، ایران را شکست داد.
آتن ثروتمندترین و بزرگترین ناحیه ی شهری یونان بود. شهروندان این شهر از یک دمکراسی ابتدایی (دولت مردمی) برخوردار بودند.

مجلس یونان:
همه ی شهروندان ذکور بالاتر از ۱۸ سال آتن، حق رای و صحبت در مجالس که در حدود ۳۰ بار در سال تشکیل میشد را داشتند. زنها و بردگان حق رای نداشتند. مجلس در روی تپه ی پنیکس در نزدیکی آکروپولیس، شهری بلند که در بالای آتن قرار داشت، تشکیل میشد. این مجلس همه ی تصمیمات مهم در مورد نحوه ی اداره ی ناحیه ی شهری را اتخاذ میکرد.

بحثهای سیاسی:
گاهی در حدود ۶۰۰۰ شهروند در مجلس گرد هم می آمدند و بحثهای سیاسی پرشوری در میگرفت که روزها به طول می انجامید. گفته میشود که یک خطیب معروف یونانی به نام دموستن (۳۸۳ ـ ۳۲۲ قبل از میلاد)، در روی ساحل و در مقابل صدای شدید امواج، شیوه ی سخنرانی را با فریاد زدن تمرین میکرد. در صورتی که تعداد شرکت کنندگان در جلسات تشکیل شده ی مجلس، کم میبود، پلیس در خیابانها مردم را دعوت میکرد تا به جلسات بروند.

مسئولیتهای غیر نظامی:
شهروندان آتنی، همچنین مسئولیتهای غیر نظامی، بعهده میگرفتند. بیشتر مشاغل عمومی، از کارهای علمی گرفته تا مشاغل همگانی بوسیله ی قرعه کشی اشغال میشدند و باز هر ساله بیش از ۱۰۰۰ شغل جدید بدون مسئول بوجود می آمد.

تبعید کردن:
یک مجلس هر سال یک بار تشکیل میشد تا در مورد اینکه آیا شهروندی برای کشور تهدیدی به حساب می آید یا نه؟! به بحث بپردازد. شهروندانی که در این مجلس، خطرناک تشخیص داده میشدند، تا ۱۰ سال از آتن تبعید میشدند. شهروندان از طریق نوشتن اسامی متهمین بر روی قطعات شکسته ی سفالین، به نام استراکا، به این تنبیه رای موافق و یا مخالف میدادند. بسیاری از شهروندان برجسته، از قبیل سقراط فیلسوف (۴۷۰ ـ ۳۹۹ قبل از میلاد) و تاریخشناس معروف؛ توسیدید (مرگ ۴۰۱ قبل از میلاد) بوسیله ی این مجلس، تبعید شدند.

اسپارت:
تا پیش از قرن پنجم قبل از میلاد، ناحیه ی شهری اسپارت بیشتر نواحی جنوب یونان را تحت کنترل داشت. این ناحیه را منطقه ی «پلویونی» مینامند. زندگی اسپارتیها در جنگ میگذشت. همه ی شهروندان ذکور و بالغ، اعضای تمام وقت ارتش محسوب میشدند. زنها آموزشهای فیزیکی میدیدند تا بتوانند بچه های قوی و نیرومند به دنیا بیاورند.

دانشمندان و هنرمندان:
۵۵۰ قبل از میلاد:
فیثاغورث! فیلسوف و ریاضیدان یونانی، رابطه ی بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.
۵۴۵ قبل از میلاد:
فیلسوف یونانی؛ آناکسیمنس، اهل سیلتوس؛ واقع در آسیای صغیر «ترکیه ی کنونی»، سعی میکند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند.
او نتیجه میگیرد که هوا مهمترین ماده ی جهان است.
۵۲۴ قبل از میلاد تا ۴۵۶ قبل از میلاد:
آشیل؛ نمایشنامه نویس یونانی، مشهورترین نمایشنامه ی او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده ی سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان میدهد.
۵۰۰ ـ ۴۲۸ قبل از میلاد:
ستاره شناس یونانی؛ آناکساغورس، متوجه میشود که نور ماه، انعکاس نور خورشید است. پریکلس؛ سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)؛ تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می یابند.
حدود ۴۹۶ تا ۴۰۶ قبل از میلاد:
سوفوکلس (سوفوکل)؛ تراژدی نویس، نمایشنامه مینویسد. معروفترین نمایشنامه ی او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل میرساند و با مادر خود ازدواج میکند، به تصویر میکشد.
حدود ۴۹۰ تا ۴۳۰ قبل از میلاد:
فیدیاس؛ مجسمه ساز یونانی، مجسمه هایی برای معبد «پارتنون» و «اکروپلیس» در آتن یونان، مجسمه ی غول پیکر زئوس؛ خدای خدایان یونانیان باستان، را می آفریند.
حدود ۴۸۶ تا ۴۰۶ قبل از میلاد:
اوربپیدس؛ تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه هایی را بر پایه ی اساطیر یونان مینویسد. مشهورترین نمایشنامه ی وی؛ «مدیه»، داستان ساحره ایست که فرزندان خود را به قتل میرساند.
حدود ۴۷۰ تا ۳۹۹ قبل از میلاد:
سقراط؛ فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس میپردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می آیند و او را به مرگ محکوم میکنند. او با نوشیدن سم، خودکشی میکند.
حدود ۴۵۰ تا ۳۸۵ قبل از میلاد:
آریستوفانس (آریستوفان)؛ نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار میدهد. برای مثال؛ نمایشنامه ی «ابرها»، فلاسفه ی آتن را به طنز میکشد.
۴۲۷ تا ۳۴۷ قبل از میلاد:
افلاطون؛ فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه؛ «آکادمی»، را در آتن دایر میکند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه میپردازند. وی در رساله ی «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش؛ سقراط، را با اهالی آتن به رشته ی تحریر در می آورد. او با انتشار «رساله ی جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره ی نحوه ی اداره ی یک حکومت ایده آل میپردازد.
در زبان یونانیان قدیم، کلمه ی فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سالهای ۳۰۰ ـ ۵۰۰ قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.

سرچشمه ی تمدن:
اگرچه فرهنگ يونان باستان تا اندازه‌ای مديون تمدنهای مصريان، فنيقيان، بابليان بود، اما ريشه ی تمدن يونان،‌ در اصل از جزيره ی كرت است. اين جزيره در جنوب شبه جزيره ی بالكان، در دريای مديترانه قرار دارد. اهالی كرت، كشاورزی پيشرفته داشتند.
ظرفهای سفالی لعابدار، اشيای شيشه‌ای، جنگ‌افزار، مجسمه‌های كوچک از آنها بر جای مانده است. از شهرهای مهم كرت عبارت بودند از: كنوسوس،‌ فايستوس، گورتينا، گورنيا.
تمدن كرتی را تمدن مينويی يا مينوسی هم مي‌نامند و اين تمدن حدود سالهای ۳۴۰۰ تا ۱۲۰۰ پيش از ميلاد ادامه داشت. اين نكته را هم بايد يادآور شويم كه كرتيها نوعی خط داشتند كه تا به امروز خوانده نشده است. آنها با سرزمين و تمدنهای خاورميانه ی باستان ـ مصر، بابل و … نيز تماسهايی داشتند.
_تمدن كرت چگونه جای خود را به تمدن ديگری داد؟
مردم كرت، مردمی بودند با فرهنگ كه از جنگ و ستيز گريزان بودند. به علاوه موقعيت اقتصادی پيشرفته‌ای كه داشتند آنها را راحت‌ طلب بار آورد. اقوامی به نام اكيئيها كه بخشهايی از شمال شبه جزيره ی بالكان را در چنگ آورده بودند،‌ به شهرهای كرتی حمله بردند و آنها را تاراج كردند.
پس از اكيئيها، دورينها كه قبايل يونانی بودند و در شمال اين سرزمين زندگی ميكردند، كار جزيره ی كرت را يكسره ساختند و به نفوذ فرهنگی آن پايان دادند.
بايد افزود حدود سال ۱۵۰۰ ق.م، آتشفشان «ترا» كه تقريباً در فاصله ی ۱۱۰ كيلومتری كرت بود فوران كرد و مناطق مسكونی را تا ارتفاع چند متر به زير خاک برد. آتشسوزي مهيبی هم در شهر كنوسوس؛ پايتخت كرت، رخداد كه اين شهر را به كلی ويران كرد. علت آتشسوزی را به نام تزئوس منسوب ميكنند.
در سالهای پايانی فرهنگ مينويی،‌ اين فرهنگ در نواحی شمالی يونان،‌ مقدونيه، تروا، جزاير دريای اژه گسترده شد. فرهنگ مينويی با فرهنگ بومی اين مناطق در هم آميخت و فرهنگ نويی شكوفا شد كه آنرا فرهنگ ميسينايی منسوب به سرزمين ميسينی مينامند. به فرهنگ ميسينايی، فرهنگ اكيئی و هلادی نيز ميگويند.

عهد هومری:
حدود سالهای ۱۱۰۰ پيش از ميلاد تعداد بسياری از قبايل دوری از شمال غربی شبه جزيره ی بالكان به سمت جنوب هجوم آوردند. دوريها كه جنگجو بودند حتی نسبت به اكيئيها نيز در سطح پايينتری قرار داشتند.
آنها در يونان مركزی و پلوپونز نفوذ كردند، نواحی ميسينی را تسخير كردند و تعدادی از مردمان بومی را اسير كردند. گروهی از آنها منطقه ی لاكونی در جنوب شبه جزيره ی بالكان را فراچنگ آوردند. در اين منطقه،‌ در قرن نهم پيش از ميلاد، دولت اسپارت بنيانگذاری شد.
بنابر آنچه گذشت،‌ در آغاز هزاره ی اول پيش از ميلاد مليت يونان باستان شكل گرفت. در همين سالها بود كه سلاحهای آهنی (شمشير و نيزه) و ديگر افزارهای جنگی آهنی ساخته شدند و استفاده از آهن روز‌ افزون گشت. زندگی روزمره ی مردم و صحنه‌هايی از زندگي فرهنگي و اجتماعی دوره‌ها كه شامل سده‌های دوازده تا هشتم پيش از ميلاد است، در دو كتاب هومر منعكس شد. از اين رو اين دوران را «عهد هومری» مينامند.
كتابهای هومر:
هومر،؛ مشهورترين شاعر حماسه‌سرای يونان باستان است. او طی سالهای آخر سده ی نهم تا اوايل سده ی هشتم پيش از ميلاد ميزيست. بنا به روايت مشهور،‌ هومر نابينا بود.
برخی از دانشمندان باستانشناس، اساساً‌ وجود شخصی به نام هومر را كه اشعاری سروده باشد، انكار ميكنند. در هر صورت، آنچه امروزه به هومر منسوب است دو كتاب است: ايلياد و اوديسه.
در ايلياد، وقايع جنگ اكيئيها با اهالی تروا و زندگی يونانيان تا سده ی هشتم پيش از ميلاد بازگو شده است.
كتاب اوديسه،‌شرح ماجراهای بازگشت قهرمانان پس از جنگ تروا،‌ بويژه شرح حال قهرمانی به نام اوليس است. اين دو كتاب از شاهكارهای ادبيات جهان محسوب ميشوند.
_به چه شهرهایی «دولت ـ شهر» ميگفتند؟
پس از آنكه شهرنشينی در يونان باستان آغاز گشت، در هر شهر بتدريج يک نظام حكومتی تشكيل شد. حكومت در آغاز در دست كشاورزان ثروتمند بود. اما اين كشاورزان اندک اندک تمام وقت خود را يا به كشاورزان ديگر اجاره ميدادند و يا ميفروختند.
در همان وقت كسانی كه در شهر ميزيستند خود را برتر و قويتر از آنهايی ميدانستند كه روی زمين كار ميكردند. موفقترين اين افراد، حكومت بر مردم را در دست گرفتند و خود را اريستوكرات ناميدند. به اينگونه حكومت اريستوكراسی ميگويند.
اريستوكراسی يعنی حكومت اشراف. هر يک از شهرهای يونان باستان را كه حكومت مستقلی داشت «دولت ـ شهر‌» ميناميدند.
مشهورترين «دولت ـ شهر»های يونان باستان عبارتند از آتن و اسپارت.
_سقراط كه بود؟
سقراط از انديشمندان آتنی بود كه به نظم اجتماعی آتن اعتراض داشت. او معتقد بود كه انسان بايد آزاد باشد.

_سولون كه بود؟
حكومت «اريستوكرات»ها كم‌كم در شهرهای يونان و از جمله در آتن به خودكامگی كشيد. تفاوت سطح زندگی ميان مردم افزون گشت. فشار بر بيشتر مردم زياد شد. از اين رو بايد شرايط اجتماعی در آتن تغيير ميكرد. سولون؛ يكی از دولتمردان و حقوقدانان آتن بود كه در حدود سالهای ۶۴۰ تا ۵۶۰ قبل از ميلاد زندگی ميكرد. در سال ۵۹۵ پيش از ميلاد او را به عنوان رهبر آتن انتخاب كردند تا اوضاع اجتماعی را تغيير دهد و نارضايتی مردم را فرونشاند.
سولون واقعاً‌ شرايط اجتماعی آتن را عوض كرد و قدرت دخالت مردم در امور مملكت را افزايش داد. تغييراتی در قوانين ايجاد كرد، همچنين فشار زندگی بر مستمندان را كاهش داد. بدهی دهقانان به اشراف را بخشيد و مردمی را كه در اثر بدهكاری، برده شده بودند، آزاد كرد. برده كردن افراد آزاد ممنوع شد و بردگی مادام‌العمر از ميان رفت.

_بردگان چه نقشی در يونان باستان داشتند؟
در بيشتر سرزمينهای يونان، بويژه در آتن مردم از سه گروه تشكيل ميشدند. اشراف، مردم آزاد كه آنها را دموس ميناميدند و بردگان. بردگان دو دسته بودند؛ دسته‌ای كه طی جنگها اسير شده بودند و از سرزمينهای ديگر به دولت ـ شهرها منتقل ميشدند. دسته‌ای هم كه از شهروندان يا كشاورزان فقير بودند. اگر شهروند و يا كشاورزی بدهی خود را به اشراف نميپرداخت؛ بايد برده ی او ميشد. (سولون اين رسم را برانداخت.)
بنابراين، بردگان مجبور بودند كه به كارهای سنگين بپردازند. روی زمينهای اربابان خود كار كنند. يا در كارگاهها، كارهای سخت را انجام دهند. تصاويری كه روی ظرفهای باقيمانده از يونان باستان امروزه به دست ما رسيده است، نشان ميدهند كه بردگان را تنبيه هم ميكردند. ميتوان گفت بيشتر توليدات اقتصادی يونان به دست بردگان توليد ميشد.

ظهور يونانيان‌ در تاريخ‌:
در سپيده‌ دم‌ تاريخ‌ (مثلاً ۱۵۰۰ پ‌.م‌) يونانيان‌ همچون‌ مردمی نيمه‌ بيابان نشين‌ آريايی جلوه‌گر ميشوند كه‌ خرد خرد بسوی چراگاههای جنوب‌ بالكان‌ روانند و با تمدن‌ كهن‌ اژه‌ كه‌ كنوسوس‌ جلوه‌گاه‌ آن‌ بود برخورد ميكنند و با آن‌ ميجنگند و در می آميزند.
در شعرهای هومر، اين‌ قبيله‌های يونانی به‌ يک زبان‌ مشترک سخن‌ ميگويند و يک سنت‌ مشترک كه‌ در شعرهای حماسی آمده‌ است‌، ايشان‌ را يکپارچه‌ نگاه‌ ميدارد. در عين‌ اينكه‌ يگانگی آنان‌ چندان‌ استوار نيست‌، همه‌ ی قبيله‌های مختلف‌ خويش‌ را به‌ نام‌ هلنس‌ (Hellenes) ميخوانند. شايد در گروههای متعدد به‌ يونان‌ آمده‌ باشند. مثلاً ايونيان‌ و اِ اوليان‌ و دوريان‌ (Ionians, Eolians, Dorians) لهجه‌های بسيار فراوان‌ داشتند. ايونيان‌ گويا پيش‌ از ديگران‌ آمده‌ و با مردم‌ متمدنی كه‌ بر آنان‌ چيره‌ گشته‌ بودند سخت‌ درآميختند. مردم‌ شهرهايی مانند آتن‌ و ملطيه‌ شايد از نظر نژادی كمتر ريشه‌ی نزديک داشته‌ باشند تا مديترانه‌ای. دوريان‌ گويا بازپسين‌ و نيرومندترين‌ و كم‌ تمدنترين‌ اين‌ نو رسيدگان‌ باشند. اين‌ قبيله‌های هلنی تمدن‌ اژه‌ای را كه‌ پيش‌ از آمدن‌ ايشان‌ در سرزمينهای شمال‌ شرقی مديترانه‌ گسترش‌ يافته‌ بودند، در هم‌ شكسته‌ و برانداختند و بر فراز خاكستر آن‌ تمدنی از خويشتن‌ بنياد افكندند. ايشان‌ به‌ دريانوردی پرداختند و از راه‌ دريا و جزيره‌ها به‌ آسيای صغير راه‌ جستند و از تنگه‌های داردانل‌ و بسفور گذشته‌ و در كرانه‌های شمال‌ دريای سياه‌ جای گرفتند. همچنين‌ از سوی مغرب‌ به‌ جنوب‌ ايتاليا راه‌ جستند كه‌ سرانجام‌ (Magna Craecia) يا يونان‌ بزرگ‌ نام‌ گرفت‌ و نيز در كرانه‌های شمال‌ مديترانه‌ پراكنده‌ شدند. شهر مارسی را در جايگاه‌ يک آبادی فينيقی بر پا داشتند، در سيسيل‌ به‌ هم‌ چشمی فينيقيان‌ در ۷۳۵ پ‌.م‌ ساكن‌ شدند.
بعد از هلنيها:
به‌ دنبال‌ يونانيان‌ اصلی قبيله‌های خويشاوند آنان‌ مانند مقدونيان‌ و تراكيان‌ آمدند و در سوی چپ‌ تراكيان‌، فريگيان‌ از بسفور گذشتند و به‌ آسيای صغير راه‌ يافتند. همه‌ی اين‌ گستردگی يونانيان‌ پيش‌ از آغاز تاريخ‌ و خط‌ و كتابت‌ روی داد. در سده‌ی هفتم‌ پ‌.م‌ (يعنی به‌ هنگام‌ اسارت‌ يهود در بابل‌) آثار جهان‌ كهن‌ پيش‌ از تمدن‌ يونانی در اروپا برافتاد و ناپديد شد.